عنبر شکن

لغت نامه دهخدا

عنبرشکن. [ عَم ْ ب َ ش ِ ک َ ] ( نف مرکب )عنبرریز. آنچه عنبر از آن پراکنده شود:
گر دلم حق وفا با خط و خالت دارد
محترم داردر آن طره عنبرشکنش.حافظ.

فرهنگ فارسی

عنبر ریز آنچه عنبر از آن پراکنده شود

جمله سازی با عنبر شکن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شاخ سنبل که سر از جیب زمین بر دارد جعد عنبر شکن خوش پسرانست ایدل

💡 سال و مه قصد به کاسد شدن عنبر و مشک زلف عنبر شکن مشک فشان تو کند

💡 ترک من چون طره عنبر شکن پرچین کند عرصه چین را ز چین طره مشگ آگین کند

💡 سزد گر قدر قیمت بشکنی عنبر فروشان را که خط عنبرین و طره عنبر شکن داری

💡 زره جعد تو را حلقه مشکین گره است رسن زلف تو را، چنبر عنبر شکن است

ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز