لغت نامه دهخدا
عنانان. [ ع ِ ] ( ع اِ ) تثنیه عنان. دو رگ پشت. ( ازمنتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). رجوع به عنان شود.
عنانان. [ ع ِ ] ( ع اِ ) تثنیه عنان. دو رگ پشت. ( ازمنتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). رجوع به عنان شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آه که در عهد این گسسته عنانان مردمک مردمی به چشم رکاب است
💡 خرمن صبر به این برق عنانان چه کند؟ سپر عقل به این سخت کمانان چه کند؟
💡 نظر بر تو دارند آتش عنانان مبادا ازین کاروان بازمانی
💡 پس اندر خدمت آن پاک جانان که بودند آن ملک را هم عنانان