عنان کشیده
متضادها
مهارشده، رامشده
لغت نامه دهخدا
عنان کشیده. [ ع ِ ک َ / ک ِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) نعت مفعولی از عنان کشیدن که بمعنی به درنگ و تأنی رفتن و آهسته و نرم راندن است:
عنان کشیده رو ای پادشاه کشورحسن
که نیست بر سر راهی که دادخواهی نیست.حافظ.
فرهنگ فارسی
نعت مفعولی از عنان کشیدن که بمعنی بدرنگ و تانی رفتن و آهسته و نرم راندن است
جمله سازی با عنان کشیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز بعد قطع منازل در این همایون روز عنان کشیده به خم غدیر ساخت مقام
💡 به نیم جلوه جهانی ز دست و پا رفتند عنان کشیده نگهدار ابرش خود را
💡 شدم ز دست چو آن مه عنان کشیده رسید که راست طاقت آن دست و آن عنان دیدن
💡 دو هزار جان و دیده ز فزع عنان کشیده چو صلای وصل آید گه ترکتاز گردد
💡 زان نیمه شب بترس که در تازد از جگر تا کی عنان کشیده توان داشت آه خود
💡 ضرور تا نشود، لب به گفتگو مگشا عنان کشیده نگه دار اسب سرکش را
💡 اسب اصیل در میدان مسابقه، با عنان کشیده و گامهای بلند و استوار خود، تمام رقیبان را پشت سر گذاشت و از خط پایان عبور کرد.
💡 در آن لحظه حساس، او با عنان کشیده و نگاهی نافذ، تلاش کرد تا اوضاع را تحت کنترل گرفته و نظم را دوباره برقرار کند.
💡 او در حالی که با عنان کشیده و با دقت به مسیر پیش رو مینگریست، آماده بود تا هر مانع ناگهانی را در سفر مدیریت کند.