عنان زدن

لغت نامه دهخدا

عنان زدن. [ ع ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) جلو گرفتن. ( آنندراج ). لگام زدن. دهانه زدن. || کنایه از به اطاعت درآوردن. رام و مطیع ساختن:
نفس شمرده زدن سیل را عنان زدن است
خوش آنکه راه به این چشمه ٔبقا دارد.صائب ( از آنندراج ). || همعنان رفتن. برابری کردن:
...با براق چگونه عنان زند خر لنگ.رفیعالدین لنبانی.

فرهنگ فارسی

جلو گرفتن لگام زدن دهانه زدن

جمله سازی با عنان زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نفس شمرده زدن سیل را عنان زدن است خوش آن که راه به این چشمه بقا دارد

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز