عملی کردن
عملی کردن به معنای تبدیل نظریه، برنامه یا ایده به عمل و اجرا در واقعیت است. وقتی میگوییم یک فرد یا گروه چیزی را عملی کرده است، منظور این است که آن را از مرحلهی تفکر یا برنامهریزی به مرحلهی اجرا و پیادهسازی رساندهاند. این مفهوم در زندگی روزمره، کارهای حرفهای، تحصیلی و حتی در حوزهی اخلاق و رفتارهای اجتماعی کاربرد گستردهای دارد.
این فرایند معمولاً شامل برنامهریزی دقیق، تخصیص منابع، و اجرای مرحلهبهمرحله اقدامات لازم میشود. داشتن یک ایده یا هدف به تنهایی کافی نیست؛ بلکه نیازمند اقدام مستمر و مدیریت درست منابع برای رسیدن به نتیجهی ملموس است. برای مثال، کسی که قصد دارد مهارتهای خود را ارتقا دهد، باید با شرکت در دورههای آموزشی، تمرین و تمرکز روی یادگیری، برنامههای خود را به واقعیت تبدیل کند.
از نظر روانشناسی و مدیریتی، توانایی عملی کردن ایدهها و برنامهها نشاندهندهی تعهد، پشتکار و مسئولیتپذیری است. عملی کردن اهداف باعث میشود انسان بتواند تغییرات ملموس ایجاد کند و نتیجهی تلاشهای خود را ببیند. به این ترتیب، این مفهوم هم بعد فردی دارد و هم اجتماعی، زیرا ایدهها و برنامههایی که به صورت عملی اجرا میشوند، میتوانند تأثیر مثبت بر زندگی فرد و جامعه داشته باشند.
مترادفها
اجرا کردن، محقق کردن، انجام دادن
متضادها
لغو کردن، عملی نکردن
لغت نامه دهخدا
عملی کردن. [ ع َ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بعمل درآوردن. قابل انجام یافتن کردن.
فرهنگ فارسی
بعمل در آوردن قابل انجام یافتن کردن
جمله سازی با عملی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دکتر سیاسی برای عملی کردن همگانی کردن آموزش دبستانی، از میان کسانی که گواهینامه پایان تحصیلات شش ساله ابتدائی را داشتند، دست به استخدام زد تا پس از دیدن دورهای یک تا دو ساله به آموزگاری در دبستانها بپردازند و نیاز کشور را به آموزگار که دانشسراهای مقدماتی کفاف تأمینش را نمیدادند، برآورده کند.