علی داعی

لغت نامه دهخدا

علی داعی. [ ع َ ی ِ ] ( اِخ ) ابن احمدبن قاسم بن محمد حسنی یمنی. متولد 1040 هَ. ق. وی از صاحبان علم و ریاست بود و برای خود دعوت کرد و شهر صعدة را مسخر ساخت و به نام خود سکه زد و فعالیتهای بسیاری برای محاصره صنعاء کرد اما سودی نبخشید. سپس به صعدة بازگشت و در جمادی الاولای سال 1121 هَ. ق. درگذشت. او راست: شرحی بر بحر زخار. ( از معجم المؤلفین بنقل از الاعلام زرکلی ج 5 ص 64. ملحق البدرالطالع ص 156 ).

فرهنگ فارسی

ابن احمد بن قاسم بن محمد حسنی یمنی متولد در ۱٠۴٠ قمری وی از صاحبان علم و ریاست بود و برای خود دعوت کرد و شهر صعده را مسخر ساخت و بنام خود سکه زد و فعالیتهای بسیاری برای محاصره صنعائ کرد اما سودی نبخشید سپس به صعده بازگشت و در جمادی الاولی سال ۱۱۲۱ قمری درگذشت

جمله سازی با علی داعی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سید محمد علی داعی‌الاسلام نیز در مقدمهٔ فرهنگ نظام معتقد است که فرهنگ سغدی «اکنون در هیچ کتابخانه بزرگ جهان» پیدا نمی‌شود.