عقیم خاطر

لغت نامه دهخدا

عقیم خاطر. [ ع َ طِ ] ( ص مرکب ) دارای خاطری عقیم. که خاطری جامد دارد. که خاطرش را جولانی نباشد:
زین نکته های بکرند آبستنان حسرت
مشتی عقیم خاطر جوقی سقیم ابتر.خاقانی.

فرهنگ فارسی

دارای خاطری عقیم که خاطری جامد دارد

جمله سازی با عقیم خاطر

💡 زین نکته‌های بکرند آبستنان حسرت مشتی عقیم خاطر، جوقی سقیم ابتر

ستی فاطمه یعنی چه؟
ستی فاطمه یعنی چه؟
خائوس یعنی چه؟
خائوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز