کلمهی «عقیق ناب» در زبان فارسی به سنگ عقیق خالص و مرغوب اشاره دارد. عقیق نوعی سنگ قیمتی و نیمهقیمتی است که در رنگها و کیفیتهای مختلف یافت میشود و در فرهنگ ایرانی و اسلامی برای زیورآلات، انگشتر و تبرک به کار میرود. «ناب» صفتی است که کیفیت عالی و خالص بودن را نشان میدهد؛ بنابراین «عقیق ناب» یعنی عقیقی که بدون ناخالصی و بسیار مرغوب است. در معنای مجازی و کنایی، این واژه در ادبیات کلاسیک فارسی دو کاربرد دارد؛ شاعر با تشبیه لب معشوق به «عقیق ناب» به نرمی، زیبایی و جذابیت لبها اشاره میکند. این کاربرد در شعر عاشقانه و عرفانی بسیار دیده میشود. همچنین در برخی اشعار، عقیق ناب به رنگ و شفافیت شراب انگوری تشبیه میشود، و بیانگر لذت و جذابیت نوشیدنی دلپذیر است. این تعبیرات کنایی نشاندهنده زیبایی و ارزشمندی چیزی است که با «عقيق ناب» مقایسه میشود. در شعر و ادب فارسی، این عبارت بار معنایی مثبت و تمجیدی دارد و نوعی توصیف لطیف و شاعرانه محسوب میشود.
عقیق ناب
لغت نامه دهخدا
عقیق ناب. [ ع َ ق ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از لب معشوق. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). || کنایه از شراب انگوری. ( برهان ) ( آنندراج ). کنایه از شراب سرخ. ( انجمن آرا ). || کنایه از اشک خونین عاشق. ( برهان ) ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
کنایه از لب معشوق کنایه از شراب انگوری
جمله سازی با عقیق ناب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به دندان لعل چون عناب می خست به عقد در عقیق ناب می خست
💡 تو نقاب رسته دُرّ ز عقیق ناب داری من خسته دل در اشگی، ز عقیق ناب دارم
💡 شب دراز دو چشمم همی ز نوک مژه عقیق ناب چکانیده بر صحیفهٔ زر
💡 خط لب لعل ترا بی آب نتوانست کرد نقش، کم آب از عقیق ناب نتوانست کرد
💡 ازان میی که فروغش اگر رسد به سهیل عقیق ناب کند سبحه ثریا را