عقل کلی

لغت نامه دهخدا

عقل کلی. [ ع َ ل ِ ک ُل ْ لی ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) عقل کل. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). رجوع به عقل کل و عقل اول شود:
عقل کلی که از تو یافته راه
هم ز هیبت نکرده در تو نگاه.نظامی.

فرهنگ فارسی

عقل کل

جمله سازی با عقل کلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فلک چتر است و سلطان عقل کلی نگشتی چتر اگر سلطان نگشتی

💡 نعلهای بازگونه‌ست ای پسر عقل کلی را کند هم خیره‌سر

💡 جهان و عقل کلی را ز عقل جزو چون بینی در آن دریای خون آشام عقل مختصر چه بود

💡 عقل کلی در میان حل و عقد قهرمانی پیش بین بادا تو را

💡 ز جزو تو آن شربها خورد جان که خود عقل کلی از آن ناشتاست

💡 تو عقل کلی و مهر گردون صلاح اجزاء تواند و ذره‌های تو عقول

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز