عقل رفته

لغت نامه دهخدا

عقل رفته. [ ع َ رَ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) بی خرد و بی عقل. ( ناظم الاطباء ). سَباه. ممتله العقل. مهتلس. مهلوس. منتخب. نخیب. ( از منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

بی خرد و بی عقل سباه

جمله سازی با عقل رفته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ترکم زمی مغانه سرمست می‌آمد و عقل رفته از دست