لغت نامه دهخدا
عقاری. [ ع َرا ] ( ع ص ) خیل عقاری؛ اسبان پی زده. ( منتهی الارب ).
عقاری. [ ع َرا ] ( ع ص ) خیل عقاری؛ اسبان پی زده. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به پرچین کله درع قاری ولیکن برخ تازه گل ریخته در عقاری
💡 صاحب ملک و عقاری دان که روز رستخیز به کند مالک عقاب صاحب ملک و عقار