عقابان

مترادف‌ها

عقاب‌ها

لغت نامه دهخدا

عقابان. [ ع ُ ] ( ع اِ ) تثنیه عقاب، در حال رفع. عقابین. رجوع به عقابین شود.

فرهنگ فارسی

تثنیه عقاب در حال رفع عقابین

جمله سازی با عقابان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 یکی هفته در آن کوه و بیابان نرستند از عقابینش عقابان

💡 پلنگان را کنارش بود بالش عقابان سایه‌بان کرده ز بالش

💡 ز بیم عقابان پولاد چنگ نگردد کسی گرد آن خاره سنگ

💡 سگان از هژبران کشیده دوال عقابان ز سیمرغ بر کنده بال

💡 عقابان درآیند از اوج بلند نمانند یک موی از آن گوسفند

💡 دمان یوز تازان بر آهو به جنگ عقابان عقیقین به خون کرده چنگ

💡 عقابان باشکوه با بال‌های پهناور و قدرتمند خود، بر فراز قله‌های بلند کوهستان پرواز می‌کنند و با دقت بسیار زیاد شکار خود را رصد می‌کنند.

💡 مشاهده پرواز منظم و با شکوه عقابان در آسمان آبی، همیشه برای عکاسان حرفه‌ای طبیعت جذاب بوده و آن‌ها را به سوی تصویربرداری می‌کشاند.

💡 در اساطیر و داستان‌های باستانی بسیاری از فرهنگ‌ها، عقابان به عنوان نماد قدرت، آزادی و هوشیاری شناخته می‌شوند که برای قهرمانان حکایت دارند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران