عطرم
مترادفها
رایحهام، بوی من، عطر من
لغت نامه دهخدا
عطرم.[ ع ِ رِ ] ( ع اِ ) فضله شیر بیشه. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با عطرم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عطار شدآن عارض و آن خط سیه عطر هم عاشق عطرم من و هم عاشق عطار
💡 من همیشه سعی میکنم عطرم را به گونهای انتخاب کنم که با شخصیت من و موقعیتهای مختلف اجتماعی که در آنها حضور دارم، سازگار باشد.
💡 اگر کسی بپرسد چرا اینقدر خوشبو هستی، من با لبخند پاسخ میدهم که این بوی خاص، همان عطرم محبوب و قدیمی است که همیشه استفاده میکنم.
💡 عطرم با آن رایحه تلخ و چوبی، دقیقاً همان چیزی است که برای جلسات کاری و رسمی نیاز دارم تا احساس اعتماد به نفس کنم.