لغت نامه دهخدا
عشوه انگیز. [ ع ِش ْ وَ / وِ اَ ] ( نف مرکب ) عشوه انگیزنده. فریبنده. کرشمه انگیز: خنجر سرتیزش چون مژگان خوبان عشوه انگیز، خونریز. ( حبیب السیر جزو 4 از ج 3 ص 322 ).
عشوه انگیز. [ ع ِش ْ وَ / وِ اَ ] ( نف مرکب ) عشوه انگیزنده. فریبنده. کرشمه انگیز: خنجر سرتیزش چون مژگان خوبان عشوه انگیز، خونریز. ( حبیب السیر جزو 4 از ج 3 ص 322 ).
عشوه انگیزنده فریبنده کرشمه انگیز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شبانگه کز سواد شعر گلریز فلک شد نوعروس عشوه انگیز