عشورا

لغت نامه دهخدا

عشورا. [ ع َ ] ( از ع، اِ ) عشوراء. ( از ناظم الاطباء ). رجوع به عشوراء شود: به وقت طلوع صبح پنجشنبه روز عشورا بر دواتدار و ابن کنز زدند. ( رشیدی ).

فرهنگ فارسی

عشورائ

جمله سازی با عشورا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو حسین علی شهیدشدست رجبش لاجرم عشورا شد