لغت نامه دهخدا
عسلما. [ ع َ س َ / ع َ س ِ ] ( ع اِ ) درختچه ای است مشهور به کُتوس. رجوع به کتوس شود.
عسلما. [ ع َ س َ / ع َ س ِ ] ( ع اِ ) درختچه ای است مشهور به کُتوس. رجوع به کتوس شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرد حبشى گفت: دستم را بهترين مردم (على بن ابيطالب (عليه السلام ) قطع كرده است. ما با جمعى مشغول سرقت بوديم كه دستگير شديم، آنگاه ما را نزد على (عليه السلام )بردند، پس اقرار به سرقت كرديم امام به ما فرمود: مى دانيد كه سرقت حرام است ؟گفتيم: بلى، مى دانيم. آن وقت حضرت دستور داد حد خدا را بر ما جارى كنند وانگشتانمان را قطع كردند و كف دست را باقى گذاشتند. بعد دستور داد ما را در خانه اىبازداشت نمودند و با روغن و عسل ما را پذيرايى كردند تا جراحت هاى دستمان بهبودىيافت. بعد دستور داد ما را از حبس بيرون آوردند و بهترين لباس را به ما پوشاندندبعد به ما فرمود: اگر توبه كنيد و اصلاح شويد براى شما بهتر است و خداونددستهاى شما را در بهشت به شما ملحق مى كند و اگر توبه نكرديد و اصلاح نشويد درآتش جهنم به شما ملحق خواهد كرد.(984)
💡 تو عسل ما سرکه در دنیا و دین دفع این صفرا بود سرکنگبین