عزوه (عزوة) واژهای است که به معنای نسبت و دعوی به کار میرود. این کلمه از ریشه «اعتزاء» گرفته شده و به نوعی به مفهوم انتساب و نسبت اشاره دارد. به عنوان مثال، وقتی گفته میشود «هو حسن العزوة»، به معنای این است که او دارای انتساب نیکویی است. از دیگر معانی این واژه، میتوان به «صبر» و «شکیبایی» اشاره کرد. در این زمینه، عزوه به معنای توانایی در تحمل مشکلات و دشواریها نیز به کار میرود. این واژه در متون ادبی و کلامی به عنوان یک مفهوم مهم در بحثهای اجتماعی و فرهنگی مورد استفاده قرار میگیرد و به نوعی به ارزشهای خانوادگی و اجتماعی اشاره دارد. به طور کلی، عزوه به عنوان یک واژه چند معنایی در زبان فارسی، به مفاهیم انتساب، صبر و شکیبایی مرتبط است.
عزوه
لغت نامه دهخدا
( عزوة ) عزوة. [ ع ِزْ وَ] ( ع اِمص ) نسبت و دعوی. ( منتهی الارب ). اسم است از اعتزاء، و از حیث وزن و معنی چون نسبة و انتساب باشد، چنانکه گویند: هو حَسَن العزوة؛ یعنی او نیکوانتساب است. ( از اقرب الموارد ). عِزیة. و رجوع به عزیة شود. || صبر و شکیبائی. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
نسبت و دعوی اسم است از اعتزائ و از حیث و زن و معنی چون نسبه و انتساب باشد صبر و شکیبائی
جمله سازی با عزوه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در اين روز سال سوم هجرى عزوه (احد) واقع شد و اين بعد از غزوه (بدر) بودبيكسال و ابوسفيان و بعضى ديگر از مشركين، زنان خود را نيز همراه آورده بودند و دراول كار غلبه براى مسلمانان واقع شد بسبب كشتن اميرالمؤ منين،(طلحة ابن ابى طلحة )را كه كبش الكتيبه و علمدار لشكر كفار بود. كفار فرار كردند و مسلمان باخذ غنائم جمع شدند.