عزل شدن

لغت نامه دهخدا

عزل شدن. [ ع َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) معزول گشتن. جدا شدن. برکنار شدن از کار. پیاده شدن از عمل. از کار افتادن.

فرهنگ فارسی

معزول گشتن جدا شدن

جمله سازی با عزل شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فرفاکس مدیا گزارش کرد «این گزارش به شماری از شکست‌ها مانند کمبود منابع و نبود کارکنان قانونی اشاره می‌کند که به جاسوسی غیر قانونی انجامیده‌است». یافت شد که «ساختار دفتر امنیت ارتباطات حکومت، بسیار پیچیده‌است، ریاست آن قدرت زیادی دارد، و کارکنانی که عملکرد ضعیفی دارند به جای عزل شدن یا التزام به رعایت ادب، تحمل می‌شوند؛ بنابراین اخراج آنها از آن سازمان، ریسک امنیتی ایجاد نمی‌کند». حزب سبز از پلیس نیوزیلند خواست که دربارهٔ جاسوسی غیرقانونی دفتر امنیت ارتباطات حکومت، تحقیق کند.

💡 مساءله 20 - اگر وكيل دوم وكيل از موكل باشد نه ازوكيل خود در عرض وكيل خواهد بود پس وكيل اول نمى تواند او راعزل كند و با عزل شدن او اين عزل نمى شود بلكه حتى اگروكيل اول از دنيا برود و دومى همچنان وكالتش ‍ باقى است، اما اگروكيل از طرف خود او باشد او حق دارد وى را عزل كند و وكالتش تابع وكالت او است درنتيجه اگر موكل او را عزل كند و وكالتش تابع وكالت او است در نتيجه اگرموكل او را عزل كند و يا عمر او سرآيد وى خود بخودمنعزل مى شود و بعيد نيست كه در اين صورت نيزموكل حق داشته باشد او را عزل كند هرچند وكيلاول عزلش نكند نباشد.

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز