عروسک نمایشی
مترادفها
عروسک خیمهشببازی
فرهنگستان زبان و ادب
{puppet} [سینما و تلویزیون، هنرهای نمایشی] عروسکی که به عنوان شخصیتی نمایشی با میله یا نخ یا دست انسان به حرکت درمی آید
ویکی واژه
عروسکی که بهعنوان شخصیتی نمایشی با میله یا نخ یا دست انسان به حرکت درمیآید.
جمله سازی با عروسک نمایشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 «در آن زمان که کودکی ۱۰–۱۲ ساله بودم، حرکات او که با ساز انجام میداد برایم شگفتانگیز بود و شاید علاقهای که به عروسک نمایشی او داشتم باعث شد بعدها سراغ تئاتر بروم. در همان زمان بچه دیگری هم بود به نام محمدرضا که محو مضراب جیگی جیگی میشد. پدر محمدرضا قاری قرآن بود و در مغازهاش به او تمرین قرآن میداد و این کودک کسی نبود جز محمدرضا شجریان.»
💡 کودکان با اشتیاق فراوان و چشمانی براق، به تماشای نمایش عروسک نمایشی نشستند که در آن شخصیتهای مختلف داستان با صداهای متفاوت صحبت میکردند.
💡 هنرمندان عروسکگردان با استفاده از تکنیکهای پیشرفته و عروسک نمایشی بسیار ظریف، توانستند دنیایی جادویی و تخیلی را برای تماشاگران روی صحنه خلق کنند.
💡 در بسیاری از جشنوارههای فرهنگی، استفاده از عروسک نمایشی برای آموزش مفاهیم اخلاقی به کودکان، یکی از روشهای بسیار مؤثر و جذاب به شمار میرود.