لغت نامه دهخدا
عرث. [ ع َ ] ( ع مص ) برکندن. || مالیدن. || برکنده شدن. ( منتهی الارب ).
عرث. [ ع َ ] ( ع مص ) برکندن. || مالیدن. || برکنده شدن. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مصرف برخی گیاهان دارویی یا بهصورت دمنوش است یا به صورت عرث