عذق

لغت نامه دهخدا

عذق. [ ع َ ] ( ع مص ) دور کردن گشن را از ماده شتران و فراهم آوردن و فراگرفتن آنها را. || بستن بر گوسفند پشم را بخلاف رنگ آن جهت نشان. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از قطرالمحیط ). نشان کردن گوسفند. ( تاج المصادر بیهقی ). || دشنام دادن کسی را و تهمت کردن. ( منتهی الارب ). کسی را بعیبی معروف کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). || نسبت دادن کسی را به چیزی. || بازآوردن. ( منتهی الارب ).بازبیاوردن. ( تاج المصادر ). || بریدن شاخهای خرما. ( منتهی الارب ) ( از قطرالمحیط ) ( تاج المصادربیهقی ). || ریخ زدن شتر. ( منتهی الارب ).
عذق. [ ع ِ ] ( ع اِ ) خوشه خرما. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از قطرالمحیط ). || خوشه انگور یا خوشه انگورکه باران خورده باشد. ( منتهی الارب ). ج، اعذاق، عُذوق. || هر شاخ که بر آن شاخهای ریزه باشد. ( از اقرب الموارد ) ( از قطرالمحیط ) ( منتهی الارب ). || عزت. ( قطرالمحیط ) ( از اقرب الموارد ). || ارجمندی. ج، عَذق. || ( اِخ ) قلعه ای است به مدینه مر بنی امیة زید را. ( منتهی الارب ).
عذق. [ ع َ ذِ ] ( ع ص ) مرد زیرک هوشیار چرب زبان. ( از اقرب الموارد ) ( از قطرالمحیط ) ( از منتهی الارب ). || طیب عذق؛ خوشبوی تیز و تند بوی. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
عذق. [ ع َ ] ( ع اِ ) خرمابن با بار. ج، اَعذُق و عِذق؛ و منه قول الجباب بن المنذر انا عذیقها المرجب. || نوعی از خرما در مدینه. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

خرما بن بابار نوعی از خرما در مدینه

جمله سازی با عذق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امام باقر (عليه السلام ) فرمود: روزى مردى، اميرمؤ منان على (عليه السلام ) را سواربر شترى كه بارى از هسته خرما بر آن بود، ديد كه عبور مى كرد، پرسيد: اىابوالحسن (عليه السلام ) اين بار چيست ؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: ماة الف عذقان شاء الله؛ اگر خدا بخواهد صد هزار درخت خرما.

💡 966- كاشت درخت خرما امام باقر (عليه السلام ) فرمود: روزى مردى، اميرمؤ منان على (عليه السلام ) را سواربر شترى كه بارى از هسته خرما بر آن بود، ديد كه عبور مى كرد، پرسيد: اىابوالحسن (عليه السلام ) اين بار چيست ؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: ماة الف عذقان شاء الله؛ اگر خدا بخواهد صد هزار درخت خرما.

💡 نظير خوشه گندم كه در آن دانه ها روى هم قرار دارد، و (طلع ) به معناى اولين مرحلهظهور خرما بر شاخه هاى نخل است، و (قنوان ) جمع (قنو) و به معناى عذق - بهكسر عين - است كه خوشه خرما را گويند، و (دانية ) به معناى نزديك و (مشتبه وغير متشابه ) به معناى هم شكل و مخالف درشكل نوعى است، و (ينع ) ميوه، رسيدن و پخته شدن آن را گويند.

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز