لغت نامه دهخدا
عتف. [ ع َ ] ( ع مص ) برکندن موی. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
عتف. [ ع ِ ] ( ع اِ ) پاره ای از شب، یقال مضی عتف من اللیل و عدف؛ أی قطعة منه. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
عتف. [ ع َ ] ( ع مص ) برکندن موی. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
عتف. [ ع ِ ] ( ع اِ ) پاره ای از شب، یقال مضی عتف من اللیل و عدف؛ أی قطعة منه. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
پاره از شب یاق مضی عتف من اللیل و عدف ای قطعه منه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بتازگی مقامات مربوطه متوجه اهمیت کاشت و برداشت ریواس شدهاند. اولین همایش منطقهای ریواس و توسعه پایدار روستایی در منطقه گناباد برگزار شد. مجتمع آموزش عالی گناباد در راستای وظایف محول شده از سوی وزارت عتف به منظور تلاش در جهت یافتن مشکلات منطقهای و همچنین در راستای معرفی توانمندیهای شهرستان گناباد، با همکاری فرمانداری، ادارههای منابع طبیعی و آبخیزداری، جهاد کشاورزی، دهیاری و شورای اسلامی و انجمن میراث فرهنگی زیبد اولین همایش منطقهای ریواس و توسعه پایدار روستایی را در منطقه گناباد برگزار کرد.[۴]