عاجزنواز

لغت نامه دهخدا

عاجزنواز. [ ج ِ ن َ ] ( نف مرکب ) نوازنده عاجز. تیمارخوار ناتوان. که ناتوانان را نوازد و دستگیری کند:
زمین بوس شه تازه تر کرد باز
چنین گفت کای شاه عاجزنواز.نظامی.تواند که بانوی عاجزنواز
گشاید بما بر در گنج باز.نظامی.و رجوع به عاجز شود.

فرهنگ عمید

نوازندۀ عاجز، آن که به ناتوانان کمک می کند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) نوازنده ناتوان تیمار دار عاجزان.

جمله سازی با عاجزنواز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با بزرگان هیچ از عاجزنوازی عار نیست از ضعیفی مور اینجا با سلیمان آشناست

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز