طیوری

لغت نامه دهخدا

طیوری. [ طُ ری ی ] ( ع ص نسبی ) مرغ فروش. ( مهذب الاسماء ). بائع الطیر. ( قطر المحیط ).

جمله سازی با طیوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در میکده منظور صفی الحق از آنیم کز شیخ گریزان چو طیوری ز وحشیم

💡 همانطور ک شغل عمده ی مردان و جوانان این روستا کشاورزی خُرد و بدون مازاد میباشد زنان روستا نیز پا به پای مردان علاوه بر کار های کشاورزی به پروش دام نظیر گاو و گوسفند و طیوری همچون مرغ به جهت رفع نیاز خانوار مشغول اند.

💡 وحوش و طیوری، که در دشتهاست شده جمله تیغ ترا میهمان

💡 خانه حاج منصور طیوری مربوط به دوره قاجار است و در شیراز، محله درب شیخ، چهارسو بازارحاجی، پلاک ۱۱ واقع شده و این اثر در تاریخ ۸ مرداد ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۰۴۷ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

باری یعنی چه؟
باری یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز