طوره

لغت نامه دهخدا

( طورة ) طورة. [ طِ وَ رَ ] ( ع اِ ) فال بد ( لغة فی الطیرة ). ( منتهی الارب ).
طوره. [ رَ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان کزاز پائین بخش سربند شهرستان اراک در 30 هزارگزی شمال باختری آستانه سر راه شوسه اراک به ملایر. کوهستانی و سردسیر با 1366 تن سکنه. آب آن از رودخانه نهرمیان. محصولات آنجا غلات و بنشن و چغندرقند و انگور و میوه و قلمستان. شغل اهالی آنجا زراعت و قالیچه بافی. راه آن اتومبیل رو است. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ).

فرهنگ فارسی

دهی است جزو دهستان کزاز پایین بخش سر بند شهرستان اراک: در ۳٠ کیلومتری شمال غربی آستانه سرراه شوسه اراک بملایر: کوهستانی و سردسیر: ۱۳۶۶ تن سکنه: رودخانه نهر میان: محصول غلات بنشن چغندر قند انگور میوه: شغل زراعت.
فال بد

جمله سازی با طوره

💡 قروُون شاهِ دُلدُلْ سوار که زَرّین طوره دیگر ذوالفقارْ، اَونکه شکافتهْ موره

💡 تراورتن طوره ماکو(علیرضا میرزایی) یک اندیس مصالح ساختمانی است که در حوالی شهر ماکو استان آذربایجان غربی قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، تراورتن است.

💡 سراپه به طوره سنتی در مکزیک تولید می‌شود و اصل‌ترین نوع آن را در شمال شرق مکزیک در ایالت کواویلا در شهر سالتییو بافته می‌شود.

💡 یا شَمع طرازِ تَجَلّیِ طوره یا چشمه‌ی خورشید که سراسر نوره

💡 گل چیخاق طور تجلاّیه، سن اول جلوه‌ای طور، من‌ ده موسا کیمی اول طوره تجلاّیه گلیم.

💡 تراورتن طوره یک اندیس مصالح ساختمانی است که در حوالی شهر ماکو استان آذربایجان غربی قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، تراورتن است.سنگ میزبان این اندیس تراورتن است