طفر
لغت نامه دهخدا
طفر. [ طَ ] ( ع مص ) طفور. طفرة. برجستن.
طفر. [ طَف ْ ف ِ ] ( اِخ ) بیابان موحشی است میان باعقوبا و دقوقا از اعمال راذان که در آن نه آب است و نه چراگاه و نه اثر ساکنی و نه نشان راهروی. یاقوت گوید:هنگام مسافرت از بغداد به اربل یک بار از آنجا گذشتیم و راهنمای ما به هدایت ستاره جدی پیش میرفت تا شب بسر آمد و آن بیابان قطع کردیم. ( معجم البلدان ).
جمله سازی با طفر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تنگ میدان ماندی فتح و نگون رایت طفر گر نباشندی طفیل نصرت طغرل تکین
💡 فیروزی ضعیفان در عجز و انکسارست تا نشکند صف ما ما را طفر نباشد
💡 ببرق خنجر هندی طفر را رونق افزوده بسیر خامه ی مصری سخن را نامور کرده