ضرف

لغت نامه دهخدا

ضرف. [ ض َ رِ ] ( ع اِ ) درخت انجیر. ( منتهی الارب ) ( فهرست مخزن الادویه ). بعضی گفته اند درختی است کوهی در بزرگی و در برگ مانا بدرخت اثاب. بار آن سپید مدور و پهن، مانند تین الحماط الصغار و تلخ. می شکنند آن را بدندان و میخورند آن را مردم و طیور و بوزنگان. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

درخت انجیر

جمله سازی با ضرف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنچه در اين مورد لازم است عنايت شود آن است كه، گاهى رخداد وجودى نه متمكن است و نهمتزمن، تا از تذكره مكان يا زمان آن سخن به ميان آيد، بلكه موجودى ملكوتى است. از اينرو كلمه اذ در چنين موردى به معناى ضرف وجودى است، نه ظرف زمان و نه ظرفمكان. پيام كلمه اذ تذكره هايى مانند آنچه در جريان مكالمه الهى با فرشتگانمطرح است و نيز آنچه در ساخت اخذ ميثاق خدا از ذريه آدم طرح مى شود و ساير حوادثملكوتى غير زمانمند، توجه به رتبه وجودى و درجه هستى آن رخداد است كه با حفظوحدت شخصى براى همگان قابل ياد آورى است؛ يعنى نهمثل مكان مادى است كه براى غير متمكنان در آن تذكره نباشد و نه مانند زمان مادى است كهتذكره آن به لحاظ وحدت نوعى است، نه شخصى، بلكه با حفظ وحدت شخصى، سعهوجودى آن براى همگان، تذكره است.