صیع

لغت نامه دهخدا

صیع. [ ص َ ] ( ع مص ) پراکنده کردن چیزی را. || بر همدیگر حمله کردن قوم. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

پراکنده کردن چیزیرا

جمله سازی با صیع

💡 زبس به زینت تر صیع سطر اوست مزین زبس به زیور تذهیب خط اوست مزور