صید افکنی

لغت نامه دهخدا

صیدافکنی. [ ص َ / ص ِ اَ ک َ ] ( حامص مرکب ) کار صیدافکن. شکارگیری. نخجیرگیری:
بشه بازگفتند کآن ماده شیر
بصیدافکنی گشت خواهد دلیر.نظامی.

فرهنگ فارسی

کار صید افکن

جمله سازی با صید افکنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابرو کمان و زلف کمند و مژه چو تیر اسباب تست جمع پی صید افکنی ‏

💡 به شه باز گفتند کان ماده شیر به صید افکنی گشت خواهد دلیر

💡 غمزه‌ات شغل آن قدر دارد که در صید افکنی می‌تواند کم به بسمل ساختن پرداختن

💡 آن صید افکنی تو که روح‌القدس سزد در خاک و خون تپد که چرا بسمل تو نیست

💡 دو هفته کم و بیش در کوه و دشت به صید افکنی راه در می‌نوشت

چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز