لغت نامه دهخدا
صورت نگاری. [ رَ ن ِ ] ( حامص مرکب ) مصوری. نقاشی. تصویرسازی. رجوع به صورت نگار و صورت نگاشتن شود.
صورت نگاری. [ رَ ن ِ ] ( حامص مرکب ) مصوری. نقاشی. تصویرسازی. رجوع به صورت نگار و صورت نگاشتن شود.
۱ - مصوری نقاشی. ۲ - نقاشی چهره کسان.
💡 اگر موجی ازین دریا برآید نماند صورت و صورت نگاری
💡 ز جوهر تا عرض راهست تاری هیولا تا کند صورت نگاری
💡 تبارک ربنا، زان کردگاری تعالی الله ازین صورت نگاری
💡 چو شد فارغ از آن صورت نگاری به پایش سر نهاد از بیقراری
💡 کند بر هوا ابر گوهرفشانی کند در چمن باد صورت نگاری
💡 تو هم بگذارن صورت نگاری مجو غیر از ضمیر خویش یاری