صواب رایی
مترادفها
نظر درست، رای صحیح
متضادها
خطا، اشتباه، بیتدبیری
فرهنگ عمید
درست فکری، نیکواندیشی، بخردی: ز آنجا که تو راست رهنمایی / نآید ز تو جز صواب رایی (نظامی۳: ۵۳۳ ).
* صواب شمردن: (مصدر متعدی ) [قدیمی]
۱. صواب دانستن.
۲. راست و درست انگاشتن.
۳. به مصلحت دانستن.
جمله سازی با صواب رایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زآنجا که تو راست رهنمایی ناید ز تو جز صواب رایی
💡 رو داد بخواه از امیری صاحب علمی، صواب رایی