صنیعی

لغت نامه دهخدا

صنیعی. [ ص َ ] ( ص نسبی ) مصنوعی. ساختگی. مقابل طبیعی. || طبیعی. فطری. جبلی ( ظاهراً ) درعبارت زیر: از آنجا که الف طبیعی و عشق صنیعی و شفقت اصلی و رأفت جبلی بود خواست که درشود... ( سندبادنامه ص 116 ). اگر چند میان من و خوک مباینتی طبیعی و مباعدتی صنیعی است... ( سندبادنامه ص 167 ).

جمله سازی با صنیعی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جناب آقای فرهاد صنیعی فر و جناب آقای رضا حدادیان

💡 نشر روزبهان با ۴۰ سال سابقه فعالیت فرهنگی یکی از قدیمی‌ترین انتشارات ایران با بیش از ۷۰۰ عنوان کتاب می‌باشد. این انتشارات با نویسندگانی چون نادر ابراهیمی، عباس میلانی، بهرام بیضایی، محمد قاضی، عبدالرحیم جعفری، صمد بهرنگی، خسرو حکیم رابط، محسن یلفانی و پرینوش صنیعی همکاری داشته است.

💡 در مباحث فلسفی قدیم، به چیزهایی که ساخته شده و بر خلاف طبیعت هستند، صنیعی گفته می‌شد تا تفاوت آن‌ها با خلق واقعی مشخص گردد.

💡 او با استفاده از یک ابزار صنیعی و ساخته شده توسط انسان، توانست فرآیند تولید را سریع‌تر و با دقت بسیار بیشتری نسبت به گذشته انجام دهد.

💡 برخی از آثار هنری به گونه‌ای ساخته شده‌اند که به دلیل دقت و ظرافت بسیار زیاد، شبیه به ساخته‌های صنیعی و غیرطبیعی به نظر می‌رسند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران