صنم پرست

لغت نامه دهخدا

صنم پرست. [ ص َ ن َ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) بت پرست. پرستنده صنم:
گفتم صنم پرست مشو با صمد نشین
گفتا بکوی عشق همین و همان کنند.حافظ.رجوع به صنم شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) بت پرست پرستنده صنم.

جمله سازی با صنم پرست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیش صنم پرستان بالا گرفت کارم تا در نظر گرفتم بالای آن صنم را

💡 نه هر که طوف بتی کرد و بست زناری صنم پرستی و آداب کافری داند

💡 به هر چه چشم گشادیم، عشق می بازیم گرفت روی زمین را صنم پرستی ما

💡 صنم پرست نه آشفته و ندیده صمد را بجز بمظهر حق مرتضی اشاره نکردم

💡 گویم نه بهرحال که هستی خوش باش گر زاهد و گر صنم پرستی خوش باش

💡 در دیر عشق با رخ لعل و بت دلم گاهی صنم پرست و گهی بت پرست بود

تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز