صندوق سینه
مترادفها
صندوقچه، صندوق، جعبه
لغت نامه دهخدا
صندوق سینه. [ ص َ ق ِ ن َ / ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سینه که در حفظاسرار و علوم و مطالب همچون صندوق است:
کتاب فضل ز صندوق سینه بیرون آر
از این چه سود که داری کتاب در صندیق.ملا فوقی یزدی ( از آنندراج ).|| صندوقه سینه. رجوع به صندوقه سینه شود.
فرهنگ فارسی
سینه که در حفظ اسرار و علوم و مطالب همچون صندوق است
جمله سازی با صندوق سینه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فلک زد گشت چون غم را خزینه زدستم قفل بر صندوق سینه
💡 صندوق سینه پر گهر راز کن که دل محصول کار حصل ما فیالصدور یافت
💡 دکانش صاف همچون آبگینه بو صندوق او صندوق سینه
💡 بملکش جای خالی از خزینه نمی شد یافت چون صندوق سینه
💡 عشق که اندر خزانهٔ دو جهان نیست در بن صندوق سینه کنج خزانه است
💡 اگر این هست صندوق خزینه دلم خوش باد در صندوق سینه