لغت نامه دهخدا
سینه کفتری. [ ن َ / ن ِ ک َ ت َ ] ( ص نسبی مرکب ) در تداول عامیانه، رنگی مرکب از کبود و سرخ،سبز طلایی، بنفش طلایی، بنفش سیر که به طلایی زند. به رنگ سینه کبوتر. ( یادداشت بخط مؤلف ). || در تداول کسی که دارای سینه فراخ و برجسته باشد.
سینه کفتری. [ ن َ / ن ِ ک َ ت َ ] ( ص نسبی مرکب ) در تداول عامیانه، رنگی مرکب از کبود و سرخ،سبز طلایی، بنفش طلایی، بنفش سیر که به طلایی زند. به رنگ سینه کبوتر. ( یادداشت بخط مؤلف ). || در تداول کسی که دارای سینه فراخ و برجسته باشد.
در تداول عامیانه رنگی مرکب از کبود و سرخ سبز طلایی بنفش طلایی بنفش سیر که بطلایی زند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این گونه آجرها دارای اندازههای و شکلهای مختلف هندسی و غیرهندسی، به ویژه دوردار، هستند که به صورتهای پَخ، نیم گرد، فتیله، دندان موشی، سینه کفتری و لب شتری دیده میشوند.
💡 نمای خارجی بنا چهار ضلعی است که میان هر یک از اضلاع طاقنمای بزرگی است. بالای هر یک از بدنهها سیزده قرنیس سینه کفتری است. گنبد بنا از خارج از نوع گنبدهای زاویه دار مخروطی است سه گنبد دیگر در گورستان به بقعه متصل است.
💡 این اثر در حاشیه غربی شهر رستمکلا واقع شده و از نظر شکل ظاهری شبیه آرامگاههای عصر تیموری میباشد این بنا از دو بخش بدنه و گنبد تشکیل گردیده که حد فاصل این دو قسمت را تزیینات سینه کفتری پوشانده شده است از دیگر اجزا تزیینی میتوان به سر ستونهای چوبی به شکل سرشیر در این بنا اشاره نمود.