صغل

لغت نامه دهخدا

صغل. [ ص َ غ ِ ] ( ع ص ) مرد خرد و حقیرجثه لاغر باریک قدم مضطرب خلقت بی آرام بدخوی بدخوار. ( منتهی الارب ).آنکه بزاد برآمده باشد به تن خرد. ( مهذب الاسماء ).

فرهنگ فارسی

مرد خرد و حقیر جثه لاغر باریک قدم مضطرب خلقت بی آرام بدخوی بدخوار

جمله سازی با صغل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روا مبین که بود گردش صغل (؟) سبحه خلاف قاعده بی ذکر کردکار شکور

گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز