صبط
مترادفها
ثبت، ضبط، نگهداری
متضادها
حذف، رها کردن
لغت نامه دهخدا
صبط. [ ص َ ] ( ع اِ ) درازترین آلات کشاورزی. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
درازترین آلات کشاورزی
جمله سازی با صبط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در سال ۱۹۳۴، به همت و ابتکار جبار قاریاغدیاوغلو، اتاق تحقیق موسیقی آذربایجانی تحت ریاست بولبول، حدود ۳۰۰ موسیقی فولکلور و تصنیف را ضبط کرد. این آهنگها را جبار خواند و بولبول صبط کرد.