شیوه ای. [ شی وَ / وِ ] ( ص نسبی ) زن بدعمل. پسر بد. زن یا پسر مرتکب عمل نامشروع. کسی که معمولاًدارای عادتهای زشت و مضر و اعمال سوء باشد ( قماربازیا شهوتران یا الکلی یا تریاکی یا نانجیب در مورد زنان و نظایر آن )، در این صورت گویند فلان کس شیوه ای ( یا اهل شیوه ) است. گاه به جای شیوه به این معنی لغت فرقه نیز استعمال می شود. ( فرهنگ لغات عامیانه ). || شیوه گر. معشوقی که به همه فنون عاشقی آگاه است و ناز و کرشمه بکار برد. ( فرهنگ فارسی معین ).
زن بد عمل کسی که معمولا دارای عادتهای زشت و مضر و اعمال سوئ باشد.
شیوه ای، روستایی در دهستان سندرک بخش سندرک شهرستان میناب در استان هرمزگان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۱۱۶ نفر ( ۳۸ خانوار ) بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به اندک شیوه ای دل را تسلی می توان کردن ترحم گر نخواهی کرد، گوشی کن به فریادم
💡 این درمان بهطور آشکار مُراجع را تشویق میکند که به شیوه ای اجتماعی و سیاسی تر در زیست جهان خودش شرکت کند.
💡 این مجتمع که بالای یکی از ایستگاههای مترو شانگهای طراحی شده و دو بعد اقتصادی و حمل و نقل را به شیوه ای نوین به هم متصل کردهاست.
💡 ز بیدادش نکردم شیوه ای، سیر تحمّل کن ز هجرانش ندارم شکوه ای جان شکیبا بین
💡 فضاها و سنتهای مطابق با رسمیت نیز به شیوه ای غیررسمی تر، در عین حال فراگیر، بر حقوق و نقش زنان در جامعه زرتشتی تأثیر میگذارد.