شیف

لغت نامه دهخدا

شیف. ( ع اِ ) خاری که در دنباله شاخه خرما برآید. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
شیف. ( اِخ ) یکی از مضافات بوشهر است واقع در یک فرسخ و نیمی میانه شمال و شرق شهر است و دریا در میانه است. شیف در قدیم بندر معتبری بوده و اکنون تنها چند خانوار در او متوطنند. ( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

خاری که در دنباله شاخه خرما بر آید

جمله سازی با شیف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شیف در سرنگونی امپراطوری تزار روسیه نقش مهمی داشت و از تمامی دشمنان تزار پشتیبانی مالی می‌نمود. او همچنین از قدرت مالی خود برای جلوگیری از حضور روسیه در بازارهای آمریکا و تحریم این کشور استفاده نمود.

💡 بعد از پیروزی انقلاب اکتبر و به قدرت رسیدن بلشویک‌ها، شیف کمک های مالی خود را قطع و از دولت شوروی درخواست باز پس گرفتن وام ها را داد. او با نیرو های ضد-بلشویک نیز همکاری کرد اما بعد وام‌ های خود به روسیه را به کلی قطع کرد.

💡 فلیکس و پل وابرگ به ایالات متحده مهاجرت کردند. فلیکس با دختر جاکوب شیف ازدواج کرد. پل با نینا لوئب دختر سولومون لوئب ازدواج کرد. او مؤسس اصلی فدرال رزرو آمریکا بود. در سال ۱۹۳۳ مکس واربرگ در بانک رایشسبانک نازیها در هیئت مدیره بود تا اینکه در سال ۱۹۳۸ به ایالات متحده مهاجرت کرد.

💡 زئیو شیف در سال ۱۹۳۳ در یک خانواده یهودی‌تبار فرانسوی متولد شد. در سال ۱۹۳۵ میلادی، به همراه خانواده‌اش به اسرائیل مهاجرت کرد. وی در یگان ضداطلاعات نیروهای دفاعی اسرائیل به خدمت وظیفه مشغول شد.

💡 بعد از انقلاب فوریه و به کار آمدن دولت موقت روسیه به ریاست الکساندر کرنسکی که یهودیان را به‌عنوان شهروندان برابر شناخت، شیف حمایت خود را از دولت جدید اعلام کرد و هم از ثروت شخصی خودش و همچنین با کمک کوهن و لوئب وام های مالی بسیاری را به دولت موقت داد.

صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
بحرود یعنی چه؟
بحرود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز