لغت نامه دهخدا
شیرین کند. [ک َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان مراغه. سکنه آن 779 تن. آب از رودخانه گیلان. صنایع دستی آنجا جاجیم بافی است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
شیرین کند. [ک َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان مراغه. سکنه آن 779 تن. آب از رودخانه گیلان. صنایع دستی آنجا جاجیم بافی است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
شیرین کند، روستایی در دهستان لیلان شرقی بخش شیرین کند شهرستان لیلان در استان آذربایجان شرقی ایران است. این روستا، مرکز بخش شیرین کند است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۲٬۷۴۴ نفر ( ۸۱۵ خانوار ) بوده است.
شیرین کند (مراغه). شیرین کند یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان قوری چای غربی بخش سراجو شهرستان مراغه واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز دست هجر تو خوردم هزار شربت تلخ لبت به بوسه شیرین کند مگر دهنم
💡 بردن نام خدنگت کام جان شیرین کند تیر مژگان ترااز بس بود پیکان لذیذ
💡 تلخی غم عاقبت کام تو شیرین کند آنکه می تلخ داد نقل وفا هم دهد
💡 چند به وهم و خیال از لب تو چاشنی کام چه شیرین کند خوردن حلوا به خواب
💡 استخوان من قناعت بر هما شیرین کند زین شکرریزی کزان لبهای خندان دیدهام