لغت نامه دهخدا
شیرین روی. ( ص مرکب ) خوشروی. زیباروی. ( یادداشت مؤلف ): ای یار شیرین روی اگر سر رود از این روی نگردانم. ( انیس الطالبین ص 33 ).
شیرین روی. ( ص مرکب ) خوشروی. زیباروی. ( یادداشت مؤلف ): ای یار شیرین روی اگر سر رود از این روی نگردانم. ( انیس الطالبین ص 33 ).
( شیرین رو ی ) ( صفت ) آنکه صورتی زیبا دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لعل تو نقل و باده حرف تو تلخ و شیرین روی تو آب و آتش چشم تو ترک و هندو