کلمه «بقیهالله» ترکیبی از دو واژه «بقیه» به معنای باقیمانده و «الله» به معنای خداوند است و در اصطلاح دینی مفهوم خاصی دارد. در مذهب تشیع، «بقیهالله» به امام دوازدهم، حضرت مهدی (عج) اشاره دارد که غایب است و روزی برای هدایت بشر ظهور خواهد کرد. این عنوان نشاندهنده استمرار دین و عدالت الهی در جهان است و به کسی اطلاق میشود که پس از غیبت، باقیمانده هدایت و رهنمود خداوند بر زمین است. اعتقاد بر این است که بقیهالله به برکت وجود خود، ظلم و فساد را کاهش میدهد و عدل را برقرار میکند. این واژه در متون حدیثی و دعاها بسیار آمده و جایگاه والایی دارد. معنای لفظی آن «باقیمانده خدا» است، ولی مفهوم عمیقتر آن اشاره به ذخیره الهی و امید نهایی انسانها دارد. بقیهالله نمادی از صبر، انتظار و امید به اصلاح جامعه و جهان است. باور به ایشان، محور اعتقادات شیعی و انگیزهای برای انجام اعمال نیک و پرهیزکاری است. همچنین، این عنوان بیانگر ارتباط مستقیم بین انسان و خداوند در دوران غیبت است و وعده بازگشت عدل و نور الهی را در دلها زنده نگه میدارد. بنابراین، «بقیهالله» هم یک عنوان دینی و هم یک نماد معنوی و امیدبخش برای بشریت است.
بقیه الله
فرهنگ معین
( بقیة الله ) (بَ یَّ تُ لْ لا ) [ ع. ] (ص مر. اِمر. ) باقی ماندة خدا، باقی گذاشتة خدا از چیزهای خوب و حلال.
فرهنگ عمید
( بقیةاﻟﻠﻪ ) لقب مهدی موعود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) باقی مانده خدای باقی گذاشته خدا: در فرقان نامش بقیه الله دین باقی ازو تا بروز محشر. ) ) ( سروش ) توضیح ماخوذ از آیه ۸۷ سوره ۱۱ ( هود ): (( بقیه الله خیرلکم ان کنتم مومنین. ) ) ( اگر باور دارید باقی گذاشته خدای برای شما بهتر است ).
دانشنامه آزاد فارسی
بَقیَّة الله
(بقیه، مصدر به جای اسم فاعل یا اسم مفعول به معنای بازمانده و آنچه از کسی یا چیزی باقی گذاشته شود) در قرآن، اصطلاحی به معنای بازماندۀ نعمت خداوند. ابوالفتوح رازی می گوید «بقیت خداوند، یعنی آنچه خداوند متعال برای ما باقی گذاشته است از حلال». این کلمه در قرآن تنها یک بار در داستان حضرت شعیب (هود، ۸۶) آمده است. در روایاتشیعه، ائمۀ اطهار (ع) به خصوص حضرت قائم (ع) بقیة الله معرفی شده اند.
دانشنامه اسلامی
[ویکی اهل البیت] بقیة الله. یکی از القاب معروف حضرت مهدی علیه السلام است. بقیه الله یعنی بقیه و بازمانده خلفای خدا در زمین از انبیاء و اوصیاء یا کسانی که خدا به وسیله آنها بندگانش را باقی می دارد و مورد رحمت قرار می دهد و اما ارتباط و اختصاص این لقب شریف به آن وجود مقدس؛ هر چند از بعضی احادیث استفاده می شود که این لقب بر همه خاندان رسالت اطلاق می شود و همه آنها بقیه الله هستند. در زیارت جامعه به همه آن ذوات مقدس به این عنوان عرض سلام داریم:
السلام علی الائمه الدعاه والقاده الهداه والساده الولاه والذاده الحماه و اهل الذکر و اولی الامر و بقیه الله و خیرته...
علاوه بر این جهت کلی، در قسمتی از روایات این لقب شریف به خصوص به بعضی از ائمه اطهار علیهم السلام نسبت داده شده است و خود را به عنوان بقهی الله معرفی نموده اند. از جمله وقتی حضرت امام باقر علیه السلام از مسافرت پرماجرای شام که به الزام خلیفه مروانی صورت گرفته بود دروازه ها را بسته مانع از ورود آن حضرت و همراهان به شهر شدند. حتی از فروختن آذوقه به آنان هم خودداری نمودند.
امام علیه السلام بالای کوهی که مشرف به شهر بود رفته و با صدای بلند فریاد برآوردند: ای اهل شهری که ساکنانش ستم پیشه اند! من بقیه الله هستم. خداوند می فرماید: بقیه الله برای شما بهتر است، اگر مؤمن باشید...
همچنین نجمه مادر گرامی حضرت امام رضا علیه السلام گوید: چون فرزندم به دنیا آمد، پسر را در پارچه سفیدی پیچیده بدست پدر دادم. در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفتند و کامش را با آب فرات برداشته به من برگرداند و فرمودند: بگیر او را. بدرستی که او بقیه الله عزوجل است در زمین.
با همه آنچه آوردیم، در بسیاری از احادیث این لقب شریف به خصوص به حضرت صاحب الامر علیه السلام اطلاق شده و آن وجود مقدس خود را به این عنوان معرفی نموده و سایر بقیه الله حضرتش را به این نام نامیده اند. به حدی این لقب با آن سرور ارتباط پیدا نموده که به صورت لقب اختصاصی حضرتش درآمده است؛ به طوری که تا بقیه الله گفته می شود جز آن بقیه الله منتظر به نظر نمی آید. شاید سر مطلب این باشد که این بقیه الله، بقیه تمام بقیه الله هاست و پس از او دیگر بقیه اللهی نیست. هر کدام از حج الهیه که از آغاز عالم آمدند، گرچه بقیه الله بودند و خدا آنها را برای هدایت خلق باقی و بجا گذارده بود، بعد از هر یک دیگری می آمد و اگر بقیه اللهی از دنیا می رفت، بقیه اللهی دیگر به جا می ماند و این رشته باقی بود. ولی آن وجود مقدس، بقیه ای است که پس از او دیگر بقیه ای نیست؛ آخرین بقیه الله است. با آمدن او دیگر بقیه ای باقی نمانده است که بیاید.
[ویکی اهل البیت] بقیّةاللّه، تعبیر قرآنی و نیز از القاب معروف حضرت مهدی علیه السلام است. واژه «بقیه»؛ یعنی بازمانده و پاینده و آنچه از چیزی باقی گذاشته شود و آن مصدری است که به جای اسم فاعل یا اسم مفعول بکار می رود.
این تعبیر در آیة هشتادوششم سورة هود، پس از آنکه شعیب پیامبر قوم خود را به پرستش خداوند دعوت و از کم فروشی و تباهکاری نهی میکند، بدینصورت آمده است: «بَقیَّت اللّهِ خَیرٌ لکُم اِن کُنتم مؤمنین» مفسران بقیّةاللّه را، در این آیه را به چند معنی گرفته اند:
در احادیث شیعه، بقیّةاللّه در این آیه به ائمه تأویل شده است. مجلسی از مناقب ابن شهرآشوب نقل میکند که «بقیةاللّه خیرلکم نَزَلَت فیهم»، یعنی آیة بقیةاللّه... دربارة ائمه نازل شده است. مجلسی (همانجا) در تفسیرخود بر این حدیث که «امامان بقیةالله اند» می گوید: مقصود کسانی از انبیا و اوصیا هستند که خداوند ایشان را بر روی زمین برای هدایت مردم نگاه میدارد، یا اوصیا و امامانی که بازماندگان انبیا در میان امت خود هستند. بنابراین، وی «بقیة» را به معنای «مَن اَبْقاه» میداند، یعنی کسی که خداوند او رانگاه داشته است.
از احادیث دیگری نیز استفاده می شود که این لقب بر همه خاندان رسالت اطلاق می شود و همه آنها بقیه الله هستند. در زیارت جامعه به همه آن ذوات مقدس به این عنوان عرض سلام داریم:
السلام علی الائمه الدعاة والقادة الهداة والسادة الولاة والذادة الحماة و اهل الذکر و اولی الامر و بقیة الله و خیرته...
علاوه بر این جهت کلی، در قسمتی از روایات این لقب شریف به خصوص به بعضی از ائمه اطهار علیهم السلام نسبت داده شده است و خود را به عنوان بقیة الله معرفی نموده اند. از جمله وقتی حضرت امام باقر علیه السلام از مسافرت پرماجرای شام که به الزام خلیفه مروانی صورت گرفته بود بازگشتند، و با بسته شدن دروازه های شهر توسط مردم به دستور هشام مواجه شدند، بالای کوهی که مشرف به شهر بود رفته و با صدای بلند فریاد برآوردند: ای اهل شهری که ساکنانش ستم پیشه اند! من بقیة الله هستم. خداوند می فرماید: بقیة الله برای شما بهتر است، اگر مؤمن باشید...
همچنین نجمه مادر گرامی حضرت امام رضا علیه السلام گوید: چون فرزندم به دنیا آمد، پسر را در پارچه سفیدی پیچیده بدست پدر دادم. در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفتند و کامش را با آب فرات برداشته به من برگرداند و فرمودند: بگیر او را. بدرستی که او بقیة الله عزوجل است در زمین.
در بسیاری از احادیث این لقب شریف به خصوص به حضرت صاحب الامر علیه السلام اطلاق شده است آنچنانکه گفته شده حضرت مهدی عجلالله تعالی فرجه به هنگام ظهور، آیة «بقیةاللّه خیرلکم...» را خواهد خواند و خواهد گفت: «انا بقیة اللّه و حجّته» و هیچ مسلمانی بر او سلام نمیدهد مگر آنکه بگوید : «السلام علیک یا بقیّةاللّهِ فی ارضه.»
[ویکی فقه] بقیه الله (قرآن). بقیة به معنای مانده از چیزی و بقیة الله به معنای بازمانده الهی است. در این مدخل از واژه «بقیة الله» استفاده شده است.
خیر بودن بقیة الله، باور اهل ایمان:«بقیت الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین...» «اگر مؤمن باشید باقیمانده (حلال) خدا برای شما بهتر است...». به آنها گوشزد کرد که افزایش کمیت ثروت- ثروتی که از راه ظلم و ستم و استثمار دیگران بدست آید- سبب بی نیازی شما نخواهد بود، بلکه" سرمایه حلالی که برای شما باقی می ماند هر چند کم و اندک باشد اگر ایمان به خدا و دستورش داشته باشید بهتر است" (بقیت الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین). تعبیر به" بقیة الله" یا به خاطر آن است که سود حلال اندک چون به فرمان خدا است" بقیة الله" است و یا اینکه تحصیل حلال باعث دوام نعمت الهی و بقای برکات می شود و یا اینکه اشاره به پاداش و ثواب های معنوی است که تا ابد باقی می ماند هر چند دنیا و تمام آنچه در آن است فانی شود، آیه ۴۶سوره کهف و الباقیات الصالحات خیر عند ربک ثوابا و خیر املا نیز اشاره به همین است.
منفعت تجارت
منافع به دست آمده از تجارتمشروع، امری نیکو و ماندگار:«ویـقوم اوفوا المکیال والمیزان بالقسط ولاتبخسوا الناس اشیآءهم ولاتعثوا فی الارض مفسدین بقیت الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین ومآ انا علیکم بحفیظ.» «و ای قوم من پیمانه و ترازو را به داد تمام دهید و حقوق مردم را کم مدهید و در زمین به فساد سر برمدارید اگر مؤمن باشید باقیمانده (حلال) خدا برای شما بهتر است و من بر شما نگاهبان نیستم.» («بقیة الله» به معنای سود حلالی است که خداوند پس از اتمام کیل و وزن نصیب انسان می کند. در مقابل «بخس» و «تطفیف» که به معنای ایجاد نقص در حقوق دیگران و کم فروشی در معامله است.)
توصیه شعیب به قوم خود
نیکو و ماندگار بودن سود حاصل از تجارت مشروع و عادلانه، از سخنان شعیب علیه السّلام به قوم خویش:«و الی مدین اخاهم شعیبا... و یـقوم اوفوا المکیال و المیزان بالقسط و لاتبخسوا الناس اشیآءهم و لاتعثوا فی الارض مفسدین بقیت الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین...» «و به سوی (اهل) مدین برادرشان شعیب را (فرستادیم)... و ای قوم من پیمانه و ترازو را به داد تمام دهید و حقوق مردم را کم مدهید و در زمین به فساد سر برمدارید اگر مؤمن باشید باقیمانده (حلال) خدا برای شما بهتر است...». جناب شعیب در بار اول با نهی از نقص کیل و وزن، آنان را بسوی صلاح دعوت کرد و در نوبت دوم به ایفاء کیل و وزن امر کرد و از بخس مردم و ناتمام دادن حق آنان نهی نمود و این خود اشاره است به اینکه صرف اجتناب از نقص مکیال و میزان در دادن حق مردم کافی نیست- و اگر در اول از آن نهی کرد در حقیقت برای این بود که مقدمه ای اجمالی باشد برای شناختن وظیفه بطور تفصیل- بلکه واجب است ترازو دار و قپاندار در ترازو و قپان خود ایفاء کند یعنی حق آن دو را بدهد و در حقیقت خود ترازودار و قپاندار طوری باشند که اشیای مردم را در معامله کم نکنند و خود آن دو بدانند که امانت ها و اشیای مردم را بطور کامل به آنان داده اند.
آگاهی از خیر به شرط داشتن ایمان
...
[ویکی شیعه] بَقیّةُاللّه، تعبیری قرآنی و در آموزه های شیعی از القاب آخرین امام شیعه اثنی عشری است. این ترکیب، در کتابت قرآن کریم به صورت «بَقیتُ الله» ضبط شده است.
تعبیر «بقیت الله» در آیه هشتادوششم سوره هود آمده است. در این آیه پس از آنکه شعیب (ع)، قوم خود را به پرستش خداوند دعوت و از کم فروشی و تباهکاری نهی می کند، آگاهی می دهد که آنچه از خدا می ماند، برای شما بهتر است: «بَقیت اللّهِ خَیرٌ لکُم اِن کُنتم مؤمنین»
مفسران بقیة اللّه را، در این آیه، به پُرداشتن پیمانه و ابزار سنجشِ («مکیال » و «میزانِ») یاد شده در آیه هشتاد و پنجم همین سوره پیوند داده و گفته اند که بقیة اللّه، یعنی آنچه پس از پیمانه کردن و سنجیدنِ درست برای شما بماند یا خداوند برای شما نگاه دارد، برای شما بهتر از آن است که نادرستی و کم فروشی کنید.
جمله سازی با بقیه الله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیمارستان بقیه الله الاعظم بیمارستانی است درمانی واقع در شهر سردشت مرکز شهرستان بشاگرد در استان هرمزگان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان است.