شیره ای

لغت نامه دهخدا

شیره ای. [ رَ / رِ ] ( ص نسبی ) آنکه شیره فروشد. ( یادداشت مؤلف ). || آنکه شیره تریاک استعمال کند کشیدن را. آنکه شیره تریاک کشدبا حقه وافور. آنکه شیره تریاک تدخین کند. ( یادداشت مؤلف ). || منسوب به شیره انگور. از شیره انگور: مربای شیره ای. || که آلوده به شیره شده است: دستم شیره ای است. ( یادداشت مؤلف ).
- دست شیره ای؛ دزد. ( یادداشت مؤلف ): دستش شیره ای است؛ دوسنده است و به هرچه رسد، بردارد و برباید. ( از امثال و حکم دهخدا ). دزد است. ( از یادداشت مؤلف ).
|| چسب دار. چسبنده. دوسنده.

فرهنگ فارسی

آنکه شیر فروشد آنکه شیره تریاک تدخین کند.

جمله سازی با شیره ای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بـُفـَه شِکری یا بفه شیره ای شیرینی محلی و اصیل لار‌ی، در ایام عید نوروز است. این شیرینی از ترکیب آرد، آب، شکر، روغن و هل درست می‌شود.

💡 سپهر شربت بیمار من کند شیرین به شیره ای که ز دندان مار می خیزد

💡 هر بامداد ساقی پیش آر و بر کفم نه زان شیره ای که در خم لعل مذاب گشته

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز