شیرمستی

لغت نامه دهخدا

شیرمستی. [ م َ ] ( حامص مرکب ) حالت و صفت شیرمست. دوران تا شش ماهگی بره که از سیر خوردن شیر مادر فربه شده است. ( از یادداشت مؤلف ):
بره در شیرمستی خورد باید
که چون بخته شود گرگش رباید.نظامی.نشاط هر دو در شهوت پرستی
به شیر مست ماند از شیرمستی.نظامی.رجوع به شیرمست شود.

جمله سازی با شیرمستی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بره در شیرمستی خورد باید که چون پخته شود گرگش رباید

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز