شکرزار

لغت نامه دهخدا

شکرزار. [ ش َ ک َ ] ( اِ مرکب ) شکرستان. آنجا که شکر باشد. ( یادداشت مؤلف ). قریب به معنی شکرخیز. ( آنندراج ). جایی که شکر بسیار و فراوان باشد. ( ناظم الاطباء ):
دل مقید به شکرزار هوس نیست مرا
رشته حرص به پا همچو مگس نیست مرا.صائب تبریزی ( از آنندراج ).

جمله سازی با شکرزار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل مقید به شکرزار هوس نیست مرا رشته حرص به پا همچو مگس نیست مرا

💡 گرنباشد طوطی من در شکرزار جهان سبزه بیگانه‌ای در بوستانی گو مباش

💡 از شکرزار حلاوت کام من شیرین بکن طوطی امید خود از بهر قند آورده ام

💡 بر نیامد شور صائب از شکرزار سخن تا زبان طوطی خوش حرف آمل بسته اند

💡 تا به آن آینه رو راه سخن یافته است طوطی ما به شکرزار نمی پردازد

💡 بر سر خوان امل دست هوس می‌بندم در شکرزار، پر و بال مگس می‌بندم

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز