شکر پیچ
لغت نامه دهخدا
شکرپیچ. [ ش َ ک َ / ش َک ْ ک َ ] ( ن مف مرکب ) کاغذی که در او شکّر و امثال آن پیچند. ( آنندراج ). کاغذی که حلواها را بدان می پیچند. ( ناظم الاطباء ):
کاغذ خام بود شکّرپیچ
کاغذ پخته بود معنی سنج.میرخسرو ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
کاغذی که در او شکر و امثال آن پیچند.
جمله سازی با شکر پیچ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کاغذ خام شکر پیچ بود کاغذ پخته بود معنی پیچ