شکر پاش

لغت نامه دهخدا

شکرپاش. [ش َ ک َ ] ( نف مرکب ) آنکه شکر افشاند. شکرافشان. ( فرهنگ فارسی معین ). سخت شیرین. شیرین حرکات:
در مجلس عشرت ز ظریفی و لطیفی
خورشید شکرپاش و مه مشک فشان اوست.سنایی.|| شیرین سخن. خوشگوی. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) آن که شکر افشاند شکرافشان. ۲ - شیرین سخن خوشگوی.

جمله سازی با شکر پاش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ماهی و لیک ماه شکر پاش پاسخی سروی ولیک سرو سمن بوی کاکلی

💡 خنده شکر پاش و دهان شکرین سرو قد و گلرخ و نسرین سرین

💡 بسته شکر یا شکر بسته بندی شده روشی برای ارائه یک وعده از شکر یا شیرین کننده‌های دیگر است. بسته‌های شکر معمولاً در رستوران‌ها، قهوه‌خانه‌ها، و چای خانه، به علت پاکیزگی و بهداشت جایگزین کاسه شکر یا شکر پاش شده‌است.

💡 از جفای سپهر در قفس است هر که طوطی صفت شکر پاش است

💡 در مجلس عشرت ز لطیفی و ظریفی خورشید شکر پاش و مه مشک فشان اوست

اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز