واژه «شکرشکار» در زبان فارسی بهصورت یک صفت مرکب به کار میرود و در ظاهر از دو جزء «شکر» به معنای شیرینی و «شکار» به معنای بهدست آوردن و گرفتن تشکیل شده است، اما در کاربرد ادبی معنایی کنایی و استعاری پیدا میکند. این ترکیب در اصل به معنای «کسی که شکر شکار کند» است، ولی در ادبیات کلاسیک، بهویژه در شعر، کنایه از فردی است که از لب معشوق بوسه میرباید یا از شیرینی گفتار و زیبایی او بهرهمند میشود. در اینجا «شکر» نماد شیرینی لب معشوق یا لذت وصال است و «شکار کردن» به معنای بهدست آوردن آن بهصورت عاشقانه و ظریف تعبیر میشود. بنابراین «شکرشکار» به شخصی اطلاق میشود که در عرصه عشق و دلدادگی، کامیاب و بهرهمند از لطف معشوق است. این واژه در اشعار شاعرانی مانند سوزنی سمرقندی به کار رفته و بار معنایی لطیف و هنرمندانهای دارد. از نظر بلاغی، این ترکیب نمونهای از کنایه و استعاره است که مفهومی غیرمستقیم و شاعرانه را منتقل میکند. کاربرد آن بیشتر در متون ادبی و غنایی دیده میشود و در زبان محاورهای امروزی رایج نیست. این واژه علاوه بر اشاره به عمل بوسهربایی، میتواند به مهارت در جلب محبت یا کامیابی در عشق نیز دلالت داشته باشد. از نظر ساختار زبانی، «شکرشکار» نمونهای از ترکیبات وصفی است که معنای آن فراتر از اجزای تشکیلدهندهاش گسترش یافته است. در مجموع، این واژه بیانگر کامیابی عاشقانه و بهرهمندی از شیرینی وصال در قالبی استعاری و ادبی است.
شکر شکار
لغت نامه دهخدا
شکرشکار. [ ش َ ک َ / ش َک ْ ک َ ش ِ ] ( ص مرکب ) که شکر شکار کند. کنایه از کسی که از لب معشوق بوسه رباید:
تا در شکارگاه بتان عاشقی به لب
باشد شکرشکار چه پنهان چه آشکار.سوزنی.از بوسه گاه خوبان شکّرشکار باش
تا پیشگاه باشی و اقبال پیشکار.سوزنی.
فرهنگ فارسی
که شکر شکار کند.
جمله سازی با شکر شکار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با روی تو دی ماه بهار است مرا وز دو لب تو شکر شکار است مرا
💡 سه بوسه زان دو لب چون شکر شکار کنم که هست راحت روحم بدان شکار اندر
💡 تا در شکارگاه بتان عاشقی بلب باشد شکر شکار چه پنهان چه آشکار
💡 صید کردی به جود و شکر مرا آن مه جود ورز شکر شکار
💡 اندر اقلیم دین تویی هموار از پی راه عذر و شکر شکار