لغت نامه دهخدا
شکارزن. [ ش ِ زَ ] ( نف مرکب ) صیاد. آنکه شکار را با تیر بزند. که نخجیر را بزند:
چون درآمد شکارزن به شکار
اژدها خفته دید بر در غار.نظامی.
شکارزن. [ ش ِ زَ ] ( نف مرکب ) صیاد. آنکه شکار را با تیر بزند. که نخجیر را بزند:
چون درآمد شکارزن به شکار
اژدها خفته دید بر در غار.نظامی.
صیاد آنکه شکار را با تیر بزند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سالهاست که مسیحیان سعی میکنند تا با تبلیغ و گسترش مسیحیت در گینه نو این گونه رسوم قدیمی و کهن شکار زنان متهم به ساحرگی را پاک کنند. آنتون که مانند پدرش یکی از مبلغان دینی مسیحیت در گینه نو و از مهاجران قدیمی است که اولین فرودگاه منطقه را راهاندازی کردند میگوید این روزها سانگوما در گینه نو به معنی حکم مرگ است و کمتر کسی است که متهم شود و نجات پیدا کند.