شوکان

لغت نامه دهخدا

شوکان. [ ش َ ] ( اِخ ) موضعی است به بحرین. ( منتهی الارب ).
شوکان. [ ش َ ] ( اِخ ) شهرکی است از ناحیه خابران بین سرخس و ابیورد. ( از معجم البلدان ) ( منتهی الارب ). شهری است میان سرخس و ابیورد، از آن شهر است عتیق بن محمدبن عبیس شوکانی و برادر او ابوالعلاء عبیس بن محمد شوکانی. ( منتهی الارب ).
شوکان. [ ش َ ] ( اِخ ) جایگاهی است در شعر امروءالقیس. ( از معجم البلدان ).
شوکان. [ ش َ ] ( اِخ ) قریه ای است در یمن از ناحیه ذمار. ( از معجم البلدان ).

جمله سازی با شوکان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دسامبر سال 2017، در روزنامه ژاپنی شوکان بانشون گزارش شد که زنی که ادعا می کند دوست ساپ است، او را به خشونت خانگی متهم کرده. او عکس هایی از زخم های ادعایی را تهیه کرد و گفت چگونه شش سال توسط ساپ مورد سوء استفاده قرار گرفته است.

💡 بنو هبل به عربی ( بنو الهَبل )، روستایی است در عزلهٔ (خولان العالیة)، در ناحیهٔ (سحام)، در منطقهٔ شوکان، از توابع استان حَجّه در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.

نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز